تبلیغات

نسل باران

|

بانک شماره و موبایل popup window

قالب های حرفه ای وردپرس

|

پلاگین وردپرس popup window

وب سایت دانشجویان کارشناسی و ارشد کامپیوتر خرم آباد - مطالب دلنوشته ها
نسل باران
وب سایت دانشجویان کارشناسی و ارشد کامپیوتر خرم آباد
امام علی (ع) می فرمایند: « زکات العلم نشرهُ» زکات علم نشر آن است.
به سایت ما خوش آمدید


پژوهش های علمی جدید ثابت کرده است که نماز اول وقت فواید بسیاری برای بدن انسان دارد که دلالت بر حکمت فرایض اسلامی و زنده بودن دین اسلام دارد و از جمله این موارد عبارت است از:

نماز صبح:

انسان مسلمان در صبح برای نماز صبح بیدار می شود درحالیکه دربرابر سه تحول مهم قرار دارد:

ü     دریافت نور در زمان آن که فعالیت غده صنوبری را کاهش می دهد، و میلاتونین را کم می کند و عملیات دیگر مرتبط با نور را فعال می سازد.

ü     پایان کنترل دستگاه عصبی (ناخوشایند) که شب ها باعث آرامش می شود و شروع دستگاه عصبی (خوشایند) که روزها باعث فعالیت می شود.

ü     آمادگی برای استفاده از نیرویی که افزایش کورتیزن در صبح آن را ایجاد می کند، و این افزایش خود به خود صورت می گیرد و به خاطر بلند شدن ازخواب و پایین آمدن از تخت نیست همچنانکه هورمون سیرنونین و اندرفین در خون نیز افزایش می یابد.

 

نماز ظهر:

انسان مسلمان هنگام نماز ظهر در معرض سه تحول مهم قرار دارد:

ü     در اثر افزایش نخست هرمون ادرینالین در پایان صبح خود را با نماز آرام می کند

ü     از لحاظ جنسی خود را آرام می کند چرا که تستوستیرون در ظهر به اوج خود می رسد.

ü     ساعت بیولوژیک از بدن می خواهد که اگر وعده غذایی سریعی نخورد نیروی بیشتری برای آن فراهم کند که نماز باعث آرام کردن و کاهش تشنج حاصل از گرسنگی می شود.

 

نماز عصر:

تأکید زیادی بر ادای این نماز وجود دارد زیرا آن مرتبط با دومین زمان اوج ادرینالین می باشد که فعالیت ملموس چندین عضو از جمله فعالیت قلب را به دنبال دارد و بیشتر افزایش فشار قلب بیماران قلبی مستقیما در این زمان صورت می گیرد که نشان دهنده ی فشاری است که این عضو مهم در این زمان باآن روبروست. و جالب آن است که بیشتر فشار قلب کودکان تازه متولد شده نیز در همین زمان صورت می گیرد و معمولا اوج مرگ کودکان تازه تولد در ساعت 2 بعداز ظهر می باشد و بیشتر افزایش فشار قلب آنان بین ساعت 2 تا 4 بعداز ظهر می باشد. و اینها نشان دهنده سخت بودن این زمان برای جسم انسان به طور کلی و قلب به طور خاص می باشد.

بیشتر مشکلات اطفال مشکلات قلبی تنفسی می باشد و حتی در بزرگسالان نیز همینگونه می باشد چراکه بدن آنها در این زمان سختی زیادی را متحمل می شود و آن با افزایش ببتید ویژه به حوادث و فاجعه های مخوفی منجر می گردد .

و نماز عصر انسان را از کارهایش در این زمان باز می دارد و به منظور پرهیز از این پیامدها مانع مشغول شدن انسان به کار دیگری می گردد.

 

نماز مغرب:

این زمان تغییر و تحول از نور به تاریکی است که عکس آن چیزی است که در زمان نماز صبح صورت می گیرد بنابراین به خاطر شروع تاریکی ترشح میلاتونین افزایش می یابد که باعث می گردد انسان احساس خواب آلودگی و کسالت کند و در مقابل سیروتین ، کورتیزون و اندروفین کاهش می یابد.

 

نماز عشاء:

در زمان انتقال از فعالیت به استراحت و برعکس زمان نماز صبح می باشد. و زمانی ثابت برای انتقال جسم از کنترل دستگاه عصبی خوشایند به دستگاه عصبی ناخوشایند می باشد. و شاید این سرّ تأخیر این نماز تا کمی قبل از خواب می باشد تا تمام کارها تمام شده باشد و بعد از آن مستقیما خواب صورت گیرد.

در این زمان حرارت بدن و ضربات قلب کاهش می یابد و هرمون های خون بالا می رود.

 قابل توجه این است که این زمان نماز های پنجگانه با تحولات بیولوژیک مهم جسم منطبق است  که با گذر زمان نمازهای پنجگانه انعکاسات شرطی شده مؤثری را به جای می گذارد که می توانیم توقع داشته باشیم هر روز صبح، نماز صبح به نوبه خود علامتی باشد برای شروع فعالیتی و ثبات داشتن بر یک رژیم و برنامه ی منظم روزانه ی دارای بخش های ثابت به همراه یک عامل صوتی (اذان) آن گونه که در نماز صورت می گیرد باعث می شود بدن انسان در یک هماهنگی بسیار زیاد با محیط خارج حرکت کند و به دنبال آن هماهنگی و انسجام تام بین موارد زیر صورت گیرد:

ü     زمان های بیولوژیک داخل بدن

ü     زمان های مؤثرهای محیطی خارج از بدن مانند چرخه نور و تاریکی

ü     زمان های شرعی با ادای نمازهای پنجگانه در زمان آن

« منزهی تو پروردگارمان و شهادت می دهیم که پروردگاری جز تو نیست و به درگاه تو توبه می کنیم.»



نوع مطلب : دلنوشته ها، مذهبی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

دشت هایی چه فراخ
كوه هایی چه بلند
در گلستانه چه بوی علفی می آمد؟
من دراین آبادی پی چیزی می گشتم
پی خوابی شاید
پی نوری ‚ ریگی ‚ لبخندی
پشت تبریزی ها
غفلت پاكی بود كه صدایم می زد
پای نی زاری ماندم باد می آمد گوش دادم
چه كسی با من حرف می زد ؟
سوسماری لغزید
راه افتادم
یونجه زاری سر راه
بعد جالیز خیار ‚ بوته های گل رنگ
و فراموشی خاك
لب آبی
گیوه ها را كندم و نشستم پاها در آب

من چه سبزم امروز
و چه اندازه تنم هوشیار است
نكند اندوهی ‚ سر رسد از پس كوه

چه كسی پشت درختان است ؟
هیچ می چرد گاوی در كرد
ظهر تابستان است
سایه ها می دانند كه چه تابستانی است
سایه هایی بی لك
گوشه ای روشن و پاك
كودكان احساس! جای بازی اینجاست

زندگی خالی نیست
مهربانی هست سیب هست ایمان هست
آری تا شقایق هست زندگی باید كرد

در دل من چیزی است مثل یك بیشه نور مثل خواب دم صبح
و چنان بی تابم كه دلم می خواهد
بدوم تا ته دشت بروم تا سر كوه
دورها آوایی است كه مرا می خواند

 ***شاید آن روز كه سهراب نوشت :
 تا شقایق هست زندگی باید كرد خبری از دل پر درد گل یاس نداشت
باید اینجور نوشت ، هر گلی هم باشی چه شقایق چه گل پیچك و یاس
زندگی اجباریست***





نوع مطلب : دلنوشته ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

فرق میان اصحاب و انصار حضرت مهدی (عج)


pi347309.jpg

مـیـان اصحاب و انصار آن حضرت ، فرق است چرا كه اصحاب آن گرامى همان 313 نـفـر هـسـتـنـد كـه امـیـر مـؤ مـنان و امام صادق علیهماالسلام آنان را: ((پرچمدار یاوران آن گـرامـى )) تـعـبـیـر كـرده انـد و ایـن بـیـانـگر این واقعیت است كه آنان داراى تواناییها، كـارآیـیـهـا، آگـاهـیـهـا، كفایتها، مدیریتها و صلاحیتهاى لازم و بالایى براى فرماندهى و سـازمـان بـخـشـیدن به نیروى طرفدار حق اند، كه امام صادق علیه السلام از آنان تعبیر به : ((حكام الله فى ارضه ))(527) مى كند.

بـزودى بحث خواهیم كرد كه هر كدام از اینان نقش مهمى در سازماندهى و فرماندهى لشكر امـام عـصـر عـلیـه السـلام و فـتـح كـشـورهـا و اداره امـور جـامـعـه و دیـگـر حل مشكلات دارند.

امـا انـصـار امـام مـهـدى عـلیـه السـلام را، مـردم پـاكـبـاخـته و با ایمان و شایسته كردارى تشكیل مى دهند كه با قیام امام علیه السلام از مكه ، به تدریج به لشكر او مى پیوندند و بـا هـمـه وجـود در خـدمـت اجـراى بـرنـامـه و گـامهاى بلند اصلاحى آن حضرت قرار مى گـیـرنـد و بـا دشـمـنـان حـق و عـدالت ، تـا مـحـو بـیـداد و سـرشـار ساختن زمین و زمان از عدل و داد، پیكار همه جانبه مى نمایند.

حضرت مهدى علیه السلام به هنگام حركت از مكه با ده هزار قـهـرمان ، كه انصار او هستند حركت اصلاحى را آغاز مى كند و تازه اینان بخشى از یاران او هستند و در عراق ، ((سید هاشمى )) با 12 هزار نفر به او مى پیوندند.

عـلاوه بـر انبوه انبوه از انسانهاى شایسته و كارآ كه به یارى اهداف و آرمانهاى والاى آن حـضـرت مـى شـتـابـنـد، انـبـوه فـرشتگان نیز یاران او خواهند بود كه براى تحقق اهداف بزرگ و اجراى دستوراتش حاضر مى گردند.

در زیـارتـنامه ها و دعاهایى كه از امامان معصوم علیهم السلام رسیده است به همه انسانها رهـنـمود داده شده است كه : از پروردگار خویش بخواهند تا آنان را از یاران و مددكاران و جهادگران راستین ، به فرمان او قرار دهد كه در اینجا برخى از آنها را مى آوریم :

1 ـ در زیارت عاشورا از جمله مى خوانیم :

((... و اءساءل الله البر الرحیم ان یرزقنى مودتكم و ان یوفقنى للطلب بثاركم مع الامام المنتظر الهادى من آل محمد...))(528)

یعنى :

و از خـداى نـیـكـوكـار و پـر مـهـر مـى خـواهـم كـه دوستى شما را روزیم سازد و مرا براى خـونخواهى شما، به همراه ((امام منتظر)) و هدایت كننده به راه حق و عدالت از خاندان محمد صلى الله علیه و آله توفیقم ارزانى دارد.

2 ـ و نیز در زیارتى كه از حضرت باقر علیه السلام رسیده است مى خوانیم كه :

((و ان یرزقنى طلب ثارى مع امام هدى ظاهر ناطق بالحق منكم ...))(529)

یعنى :

و از خـدا مـى خواهم كه خونخواهى شما به همراه امام هدایت و گویاى به حق از شما خاندان وحى و رسالت كه آشكار خواهد شد، روزیم سازد.

3 ـ و در زیارتى كه از خود امام مهدى علیه السلام روایت شده است از جمله مى خوانیم كه :

((... واجعلنى اللهم من انصاره و اعوانه و اتباعه و شیعته ...)) (530)

یعنى :

بار خدایا! مرا از یاران و مددكاران و شیعیان او قرار ده .

4 ـ و مى خوانیم كه :

((اللهـم كـمـا جـعـلت قـلبـى بـذكـره مـعـمـورا فاجعل سلاحى بنصرته مشهورا...))(531)

یعنى :

بـار خـدایـا! هـمانگونه كه قلبم را به یاد او آباد و آزاد ساختى ، اینك سلاح ستم ستیز مـرا نـیز براى یارى او و اهداف بلندش برهنه و آخته دار و اگر میان من و او مرگ ـ كه آن را بـر بـنـدگـانـت بـصـورت یـك قـانـون مـقـرر و آن را بـر مـخـلوقـت بـر خـلاف تمایل آن مسلط ساختى ـ حائل شد مرا به هنگام ظهور آن حصرت از آرامگاهم در حالیكه كفن بر شانه انداخته و به كمر بسته ام بر انگیخته ساز تا پیشاروى آن اصلاحگر بزرگ جـهـانـى ، جهاد كنم و در صف كسانى قرار گیرم كه آنان را در كتاب آسمانى ات ستوده و فرموده اى : ((كانهم بنیان مرصوص .))





نوع مطلب : دلنوشته ها، مذهبی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

راز فریاد آیت‌الله بهجت (ره) هنگام سلام نماز


راسخون : فریادهای آقای بهجت (ره) هنگام سلام نماز برای من سئوال شده بود، گفتم اگر ندانم چرا فریاد می‌کشد دیگر برای نماز به قم نمی‌روم.
 

فارس : «تهران زندگی می‌کردم، کارم در زمینه کامپیوتر بود، روزی از تلویزیون یکی از نمازهایی را که آیت‌الله بهجت (ره) می‌خواندند را دیدم و لذت بردم.
 

تصمیم گرفتم به قم بروم و نماز جماعتم را به امامت آیت‌الله بهجت (ره) بخوانم، همین کار را هم کردم، به قم رفتم، دیدم بله همان نماز باشکوهی که در تلویزیون دیدم در قم اقامه می‌شود، نمازهای پشت آقا بسیار برایم شیرین و لذت بخش بود، برنامه‌ام را طوری تنظیم کردم که هر روز صبح بروم قم و نماز صبحم را به امامت آقای بهجت بخوانم و به تهران برگردم.
 

یک سال کارم همین شده بود، هر روز صبح می‌رفتم قم نماز می‌خواندم و برمی‌گشتم، در این زمان شیطان هم بیکار ننشسته بود، هر روز مرا وسوسه می‌کرد که چرا از کار و زندگی می‌زنی و به قم می‌روی؟ خوب همین نماز را در تهران بخوان و … .
 

کم کم نسبت به فریادهای آیت‌الله بهجت (ره) هنگام سلام دادن آخر نماز حساس شده بودم، آخه چرا آقا فریاد می‌کشه؟ چرا داد می‌زنه؟ چرا با درد سلام می‌ده؟ حساسیتم طوری شده بود که خودم قبل از سلام‌های آقا سلام می‌دادم.
 

به خودم گفتم من اگر نفهمم چرا آقا موقع سلام آخر نماز فریاد می‌کشه دیگه نمیام قم نماز بخونم، همون تهران می‌خونم، این هفته هفته آخرمه …

 
یک روز آومدم و رفتم دم درب منزل آقا، در زدم، گفتم باید بپرسم دلیل این فریادهای بلند چیه، رفتم دیدم آقا میهمان داشتند، گوشه اتاق نشستم و در افکار خودم غوطه‌ور شدم، تو ذهن خودم با آقا حرف می‌زدم، آقا اگر بهم نگی می‌رم هان! آقا دیگه نمیام پشتت نماز بخونم هان! تو همین افکار بودم که آیت‌الله بهجت انگار حرفامو شنیده باشه سر بلند کرد و به من خیره شد، به خودم لرزیدم، یعنی آقا فهمیده من چی می‌گفتم؟ من که تو دلم گفتم، بلند حرفی نزدم، چطور شنید؟
 
سرم را پایین انداختم و آرام از مجلس خارج شدم و به تهران برگشتم، در راه دائما با خودم می‌گفتم آقا چطور حرف‌های من را شنید؟ در همین افکار بودم تا اینکه شب شد و خوابیدم، در خواب دیدم پشت آیت‌الله بهجت (ره) ایستادم و در صف اول نماز می‌خوانم، متعجب شدم، در بیداری اصلا نمی‌توانستم به چند صف جلو برسم چه برسد به اینکه برم صف اول!
 

خوشحال بودم و پشت آقا نماز می‌خواندم، یک دفعه تعجب کردم، دیدم در جلوی آقا، روبروی محراب یک دربی باز است به یک باغ بزرگ و آباد، آخه این در رو کی باز کردند؟ اصلا قم چنین باغ بزرگی نداره، تعجب کردم، باغ سر سبز و پر از میوه‌ای بود، خدای من این باغ کجا بوده؟ در همین افکار بودم که به سلام آخر نماز رسیدیم، در انتهای نماز و هنگام سلام نماز درب باغ محکم بسته شد، یک لحظه از خواب پریدم.
 

یعنی من خواب بودم؟ آقا جواب سئوال من رو در خواب دادند، پس راز این فریاد بلند آقا هنگام سلام نماز درد دل کندن از آن باغ آباد و بازگشت به زمین خاکی بود؟ به دلیل این درد آقا فریاد می‌کشید، من جواب سئوالم رو گرفته بودم و پس از آن سه سال دیگر عاشقانه هر روز صبح برای نماز به قم می‌رفتم و سپس به تهران بازمی‌گشتم تا آقا رحلت کردند.»
 

این مطالب خاطرات یکی از نمازگزاران حضرت آیت‌الله العظمی بهجت (ره) بود که توسط پسر این مرجع تقلید فقید در مراسم سالگرد حضرت آیت‌الله بهجت (ره) در مسجد صاحب الزمان (عج) ورامین بازگو شد.
 /2759/

 





نوع مطلب : دلنوشته ها، مذهبی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

محاسبه روزانه قبل از خواب شبانه

آیت الله مجتهدی تهرانی
امام صادق علیه سلام : آنگاه که در بسترت مأوا می کنی دقّت کن که امروز از چه چیزهایی بهره گرفتی و چه چیزی گرد آوردی و به یاد بیاور که می میری و قیامتی هم داری که آنجا باید حساب پس بدهی.

آیت الله حاج آقا مجتبی تهرانی در درس اخلاق خود در خصوص توجه به اعمال و رفتارهای روزانه می گوید:

 

رُوِیَ عَنِ الصّادق (علیه السلام) قال:

 

إِذَا أَوَیْتَ إِلَى فِرَاشِکَ فَانْظُرْ مَا سَلَکْتَ فِی بَطْنِکَ وَ مَا کَسَبْتَ فِی یَوْمِکَ وَ اذْکُرْ أَنَّکَ مَیِّتٌ وَ أَنَّ لَکَ مَعَاداً.

ترجمه: آنگاه که در بسترت مأوا می کنی دقّت کن که امروز از چه چیزهایی بهره گرفتی و چه چیزی گرد آوردی و به یاد بیاور که می میری و قیامتی هم داری که آنجا باید حساب پس بدهی.

 

شرح حدیث: روایت از امام صادق(صلوات الله علیه) منقول است که حضرت فرمودند: «آنگاه که در بسترت مأوا می کنی»، این کنایه است از شب که انسان معمولاً استراحت می کند و کارهای روزانه اش تمام می شود و می خواهد بخوابد. «إِذَا أَوَیْتَ إِلَى فِرَاشِکَ»، آنگاه که در بسترت مأوا می کنی، «فَانْظُرْ مَا سَلَکْتَ فِی بَطْنِکَ»؛ آنجا دقّت کن ـ تعبیر به نظر یعنی دقّت ـ بررسی کن که چه در شکمت کردی.

 

این هم کنایه است؛ یعنی امروز از امور دنیایی از چه چیزهایی بهره گرفتی؛ «مَا سَلَکْتَ فِی بَطْنِکَ» یعنی از چه چیزهایی بهره گرفتی؛ از صبح که بلند شدی تا حالا از چه چیزهایی بهره گرفتی؟ این یک فکر. فکر دوم، «وَ مَا کَسَبْتَ فِی یَوْمِکَ»؛ امروز چه به دست آوردی؟ چه چیزی گرد آوردی؟ این هم فکر دوم هم آنهایی را که مصرف کردی و هم آنهایی را که به دست آوردی، فکرش را بکن. چه چیزی مصرف کردی؟ چه چیزی به دست آوردی؟


ما یک محاسبه سالانه داریم که معمول است و آن هم نسبت به دخل و خرجهاست. امام صادق (علیه السلام) محاسبه یومیه و روزانه را مطرح کرده اند.


 می گویند شب که شد، دخل و خرجهایت را حساب کن. اولی خرج بود «مَا سَلَکْتَ فِی بَطْنِکَ» دومی هم دخل بود «مَا کَسَبْتَ فِی یَوْمِکَ». دخل و خرجهای امروزت را حساب کن.

 

دو چیز هم بعدش می گویند که فکر کن. وقتی انسان دخل و خرجها را کردی چه چیزهایی را مصرف کردی و چه چیزهایی را هم بدست آوردی. از کجا بود. حالا بعد «وَ اذْکُرْ أَنَّکَ مَیِّتٌ»، تو می میری؛ وقتی دخل و خرجهایت را حساب کردی، بعدش این فکر را بکن و به یاد بیاور که می میری. اینجا تعبیر به «وَ اذکُر» می کند؛ یعنی این مسأله ای نیست که من بخواهم به تو بگویم که می میری؛ بلکه خودت می دانی که می میری، اما یادت رفته است.

 

«ذکر» یعنی یاد آوری؛ یعنی آدم یک چیزی را می-دانسته و فراموش کرده، لذا می گوید به یادت بیاور. مُردن یک امر وجدانی است؛ اما امروز مثل اینکه مُردن یادت رفته بود! چه چیزهایی خوردی؟ چه چیزهایی بردی؟ «وَ اذْکُرْ أَنَّکَ مَیِّتٌ». اول به یادت بیاور که می میری، دوم «وَ أَنَّ لَکَ مَعَاداً»؛ تو قیامت هم داری که آنجا باید حساب پس بدهی.

 

یک محاسبه روزانه بسیار ساده را امام صادق (علیه السلام) می فرمایند که هر کس باید این محاسبه را انجام دهد. وقتی رفتی در بسترت، آنجا این یادت نرود که امروز چه خوردی؟ چه بردی؟ چه چیزهایی را مصرف کردی؟ چه چیزهایی را به دست آوردی؟ از کجا آوردی خوردی؟ خیلی روشن و ساده اش کردم.

 

بعد هم این دو چیز یادت نرود؛ یک: می میری؛ دو: قیامت هم داری که باید حساب هم پس بدهی. این غیر از آن حساب سالانه است. همین برای انسان نقش سازندگی دارد.


منبع: دفتر اطلاع رسانی آیت الله حاج آقا مجتبی تهرانی

تهیه و تنظیم : محمد حسین امین ، گروه حوزه علمیه تبیان





نوع مطلب : دلنوشته ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :



( کل صفحات : 4 )    1   2   3   4   
درباره وبلاگ


امام صادق(ع) می فرمایند: «اِنُّ لِکلِّ شیءٍ زکاةً و زکاةُ العِلمِ اَنْ یُعَلِّمَهُ اَهلَهُ» برای هر چیزی زکاتی است،و زکات علم آن است که آن را به اشخاص شایسته بیاموزید. (منبع: تحف.ص 364)

امام علی (ع) می فرمایند: « زکات العلم نشرهُ» زکات علم نشر آن است.

مدیر وبلاگ : s1390
مطالب اخیر
نویسندگان
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
فرم تماس
نام و نام خانوادگی
آدرس ایمیل
امکانات دیگر
دریافت كد ختم صلوات
کلیه حقوق این وبلاگ برای وب سایت دانشجویان کارشناسی و ارشد کامپیوتر خرم آباد محفوظ است